تبليغاتX
از پشت شیشه های مُشجر
شعر نوشته هاي سارا شاهدی

اصولا دعوت را كه نمي شود رد كرد. بخصوص وقتي دو قبضه شود از طرف دو دوست خوب نيلوفر و نگار!
بايد بازي كنم .از همان بازي هاي وبلاگي .7 آرزوي محال.

1-  يك روز گياه شوم [ببينم اينكه ميگويند موسيقي ملايم و حرف زدن با گياهان و ... برايشان خاصيت دارد دقيقا چه جور تاثيري روي گياه ميگذارد ]
2- وقتي مُردم اجازه بدهند برگردم .
3- اين "مرد روياها" كه مي گويند را ببينم از نزديك :)
4-پير نشوم .
5- تصوير آينده ام را ببينم [ البته فقط يك لحظه، نمي خواهم كه واضح ِ واضح باشد]
6- شغل آينده ام خيلي شاد و مفرح باشد [ترجيحا كار براي كودكان. شايد چيزي مثل عروسك گردان هم خوب باشد]
7- براي مدتي پسر شوم[ بعد ببينم حاضرم ادامه بدهم يا دلم مي خواهد دوباره دختر شوم (فكر مي كنم ، يعني دوست دارم دومي اتفاق بيفتد)]



دعوت مي كنم از:
سهراب سپهري ، حسين پناهي،  احمد شاملو و فريدون مشيري  :)

+ سارا شاهدی | دوشنبه 26 فروردین1387  | 

تنهايي من شبيه زندانها نيست

شيدايي ام از گونه انسانها نيست

من منتظر بهار ديگر هستم

آخر گل من كه توي گلدانها نيست

+ سارا شاهدی | یکشنبه 11 فروردین1387  |