تبليغاتX
از پشت شیشه های مُشجر
شعر نوشته هاي سارا شاهدی
گل من دير اومدي بهار گذشت
ديگه سبزه رفته از دامن دشت

حالا فصل انجماد غنچه هاست
حالا وقت گريه هاي بي صداست

توي حوض آب شكسته عكس ماه
روزا مثل شبا سرده و سياه

حالا ديره واسه ي عاشق شدن
كاشكي زود اومده بودي گل من

1383



+ سارا شاهدی | چهارشنبه 25 اردیبهشت1387  | 

بي تو عمر رفته را مرور  ميكنم
هر چه خاطرات تلخ هست
از خودم
- سريع -
دور مي كنم .
بي تو دق نكرده ام .
بعد رفتنت هنوز
گريه هم نكرده ام.
روزهاي خالی از حضور تو
گرچه عاشقانه و قشنگ نيست
منتهي دلم هنوز
ذره اي براي ديدن تو تنگ نيست .

 

ممنون از محمد و نگار.

+ سارا شاهدی | پنجشنبه 12 اردیبهشت1387  | 

چه احمقانه

اميدوارم ...

  

 

 

به حماقتم

اميدوار باش...

+ سارا شاهدی | جمعه 6 اردیبهشت1387